خانه و خانواده رسانه

گفتگویی درباره‌ی تربیت نسل جدید در میانه‌ی بی برنامگی فرهنگی در عصر دیجیتال

نوشته شده توسط admin

🔶 گفتگویی درباره‌ی تربیت نسل جدید در میانه‌ی بی برنامگی فرهنگی در عصر دیجیتال؛

🔶 تحلیلی بر ماجرای لایو پسر ۱۴ ساله با یک اینفلوئنسر؛



چند روزی است که فیلم جنجالی یک پسر بچه با یک اینفلوئنسر (کاربر اینستاگرامی با فالورهای زیاد و اصطلاحا دارای قدرت نفوذ و تاثیر گذار بر مخاطب) دست به دست می‌شود. در این فیلم پسری ۱۴ ساله با زنی جوان در حدود ۳۵ ساله (حدودا ۲۰ سال بزرگتر از خودش) در مورد مسائل جنسی در لایو اینستاگرام گفتگو میکند. این نوجوان از تجربیات و فانتزی‌های جنسی خود سخن می‌گوید و طرف مقابل را با وجود این اختلاف سنی زیاد، کیس ایده‌ئال جنسی خود در فضای مجازی خطاب می‌کند. اما مهم‌تر از گفتگوی این دو نفر قسمت پایانی فیلم است که پس از پایان گفتگو زن چنین جملاتی بیان می‌کن: «میخواهم اینستاگرامم را ببندم. جمهوری اسلامی حق دارد مرا مفسد فی الارض بنامد،این ها مخاطبان من هستند. این پسر بچه جای پسر من است. عرق سردی بر بدنم نشست.»
در پی انتشار این ویدیو واکنش‌های بسیاری در رسانه‌ها و مخصوصا فضای مجازی بوجود آمد، حتی اذری جهرمی اظهار کرد «انتشار حداکثری این فیلم تکان دهنده جهت جریان سازی برای فیلترینگ اینستاگرام بوده است»
با این وجود ساعتها می‌توان از منظر علوم اجتماعی و روانشناسی و تربیت و رسانه در این زمینه نوشت و سخن گفت. اما ورود به بحث در این حوزه بسیار تخصصی است و باید از انتشار نظرات غیر کارشناسانه و هیجانی در این زمینه خوداری شود، با کلی گویی و نگاه سطحی و غیر علمی برخورد کردن آسیب عمیقتر میشود. لذا به نظر برخی کارشناسان و متخصصان این حوزه میپردازیم که محور این نظرات چند سوال مهم است.

کارشناسان: لسانی (متخصص شناخت رسانه)، دکتر پورحسین (روانشناس و استاد دانشگاه)، شاهین آرپناهی (مجری تلویزیون)، دکتر حسین قناعتی (استاد دانشگاه علوم پزشکی تهران)، موسویان (متخصص رسانه)، دکتر ابوالحسن صادقی جهانی (مدیر رسانه‌ای)

  1. علت پناه بردن فرزندانمان به فضای مجازی چیست؟
  2. هویت مجازی کودکان ایا باعث تنوع طلبی جنسی و تجربه گرایی و بی بند باری است ؟
  3. زمینه های بروز نسل فناوری زده را از کجا باید جست؟
  4. چاره ی دولتمردان چیست؟نگاه شیرفلکه ای به فناوری یا فیلترینگ؟
  5. راه حل بازگشت به پرورش نسلی از جنس شهدا چیست؟
  6. مولفه های روانشناختی مهم ترند یا مکانیزم کنترل گری؟
  7. آیا می توان جایگزینی به جای مجازی برای این نسل ایجاد کرد؟
  8. آیا دولت روحانی مقصر است؟

🌾 لسانی، متخصص شناخت رسانه
فکر کنم جمعه بود کامل این لایو را دیدم. مهم فهم تغییرات نسلی است. نسل Z به عنوان اولین نسلی که از ابتدا در دامن فناوری بزرگ شده مشارکت جو است و در تولید رسانه ای هم فعال.
اگر استوری‌های تیک تاک را دیده باشید این نوجوانان سناریو مینویسند و بازی می‌کنند. حضور رسانه ای آنها بالا است، تفریحات آنها هم رسانه ای است. نسل z دچار اضطراب بالا است. تنهایی آنها ناشی از فشار کاری و پرمصرفی رسانه از سوی پدران و مادرانشان است
اضطراب باعث پناه بردن آنها به قفس مجازی میشود و لذت را هم در این دنیای مجازی میجویند
دسترسی به فناوری و اتصال دائم برای این نسل یک هویت مجازی پررنگ ایجاد کرده است.
داشتن ذائقه و سبک خاص حتی در مسائل جنسی باعث تنوع طلب و تجربه گرایی آنها میشود.
دوری از محاسبه پذیری و عقلانیت ساختاری باعث نوعی بی بند و باری خاص میشود که نوعی مناسک و آیین جدید است.
نسل ایکس که متعلق به آن هستم دارای یک یونیفورم رفتاری و الگویی بود. رسانه های همه گیر باعث شیوع یک الگو و مدل شایع شده بودند. اگر در یک جا مینشستیم همه همسالان از یک برنامه یا یک کاراکتر رسانه ای صحبت میکردیم. نسل زد اما بخاطر تکثرزدگی رسانه ای دارای قبیله های الگویی چندگانه است.
هر از چندگاهی سر و کله یک قبیله با رفتاری خاص پیدا میشود. نخ تسبیح همگی عبارت است از تمایل به بروز خود، اپیکوریسم و لذت گرایی، تفسیر از جهان و فردیت شدید تا سرحد خودشیفتگی و نارسیسیم
اما زمینه های بروز نسل فناوری زده را از کجا باید جست؟
۲ میلیون گوشی هوشمند سال ۹۲ با رشد ۵۰ برابری به حدود ۱۰۰ میلیون رسیده.
دولتمردان ظرف مدت ۸ سال توسعه کمی انفجاری در دیوایس، پهنای باند و زیست بوم فناوری ایجاد کردند
این نگاه شیرفلکه ای به فناوری باعث غرق شدن افرادی می شود که هیچ سد دفاعی، مهارت شناختی و سواد رسانه ای ندارند.

🌾 دکتر پورحسین، روانشناس و استاد دانشگاه

بنده بدلیل حرفه درمانگری روانشناختی و مواجهه با صدها نوجوان و جوان و اطلاع از وجود پدیده های متنوع آسیب زا در حوزه های فردی و اجتماعی، و آگاهی از این که در بخش زیرین جامعه ما فاضلابی درحال حرکت است و گاهی به سطح زمین می آید؛ محتوای این ویدیو برایم شوک آور نبود. اگر اجازه داشتم موارد و پدیده های را نقل می کردم که به مراتب سهمگین تر از ویدیوی مورد نظر است. عرض کردم، دلیل این آگاهی مراجعات مکرری است که والدین و حتی نوجوانان برای کسب مشاوره ونیز درمان اختلالات ناشی از مسایل این چنینی به بنده داشته اند؛ مواردی بیش از ۱۰۰ کیس.

سالهای قبل به سهم خودم وجود این پدیده ها را با مصداق مطرح کرده بودم و حتی بدتر از آن از بروز هیجانی و بی ملاحظه آن توسط کودکان و نوجوانان صحبت کردم، اما متاسفانه طرح این گونه مباحث با برخورد تند بعضی مسؤلان فرهنگی همراه بوده است. اینگونه برخوردها درنظر روانشناسی ، یک مکانیزم دفاعی « انکار» است و بقولی با پاک کردن صورت مسأله ، اضطراب خود را کاهش می دهند و القا می کنند که الحمدلله همه چیز در امن و امان است. به عنوان نمونه در نیمه سال۸۰ من مدیر شبکه ۲ بودم. سریالی را درباره ایدز به کارگردانی احمد امینی ساختیم. فکر می کنید از بابت پخش این سریال چقدر دچار برخوردهای اینجا و آنجا شدم؟ و متهم به اینکه شما دارید جامعه را تاریک جلوه می دهید، ایدز ربطی به ما ندارد، و… البته بعدها از ما تقدیر شد! اما با یک دهه تاخیر. متاسفانه همیشه اینگونه بوده است. کاری را که باید در «زمان هشدار» انجام بدهیم، انجام نمی دهیم و بعد از یک دهه به اجبار و از سر «انفعال»، به اجبار انجام می دهیم که گاهی کار از کار گذشته و موفقیتی نیز نداشته ایم.
در خصوص ویدیو این نکته را اضافه کنم که باید با تعریف کنیم که «نوجوان» کیست؟ نوجوان فردی است که از کودکی کنده شده و به بزرگسال گرایش پیدا کرده است. بلوغ و وضعیت زیستی و روانی وی به این گرایش شتاب می دهد. او شخصیت «چند رغبتی» و «چند ظرفیتی» دارد و البته ناپایدار. نوجوان فردی «دوسوگرا»ست، و بسیار شکننده و «ملون» است. آنچه که موجب ترغیب او می شود بیشتر شکل هیجانی دارد. «هیجان» عامل اصلی گرایش و میل نوجوانان به موضوعات و پدیده های مختلف است.

متاسفانه ما در راهبری نوجوانان و کمک به «صیرورت» آنها، از عنصر هیجان استفاده نمی کنیم.اما برخی که به سلامت روان و سلامت ذهن افراد نمی اندیشند و صرفا به منافع سوداگرانه خود فکر می کنند، از عنصر هیجان و «هیجان خواهی» نوجوان به خوبی استفاده می کنند. آنها برگ برنده خود را برای جذب نوجوان پیدا کرده اند. جالب است بدانیم که «صنعت پورن» از هیجان به خوبی استفاده می کند و عموما موفق هم بوده است.
باهم «تامل» کنیم. ما در مسیر آموزش و پرورش رسمی و غیر رسمی خود تاچه اندازه از این عنصر استفاده می کنیم؟ داوری کنیم که آیا در مواجهه با نوجوانان بیشتر از مولفه نصیحت و محتواسازی فکری استفاده می کنیم یا از مکانیزم هیجان و ترغیب؟

این یک اصل است که «مکانیزم‌ها، محتواساز هستند». برای انتقال و گاهی القای یک محتوا لازم به فرهنگ سازی نیست؛ بلکه با یک تغییر مکانیزم محتوای مورد نظر ایجاد، تکمیل و یا تغییر می کند. این روش در تعلیم و تربیت اسلامی هم دارای اهمیت فوق العاده ای است. مثلاً برای اینکه به دیگران یکسره از خوبی های صبر بگوییم، توصیه شده است که اگر حلم ندارید، «تحلم» کنید؛ اگر دلتان رقیق نیست، «تباکی» کنید، خودتان را به گریه بزنید و…
از مهاتیرمحمد سوال شدکه چرا رشوه در مالزی کم است، او گفت ما واسطه‌های انسانی را از ساز و کارهای اداری برداشتیم، رشوه قطع شد. ماهاتیر نگفت که برای کاهش رشوه فرهنگ‌سازی کردیم، مقاله نوشتیم، کتاب چاپ کردیم و… گرچه آنها هم لازم است اما نه در اولویت اول. درنگاه کلان نیز این اصل حاکم است. ما برای جاری شدن احکام خدا، نیاز به تشکیل حکومت داریم. احکام خدا، محتوا و دولت سازی مکانیزم است. پس مکانیزم‌ها محتواساز هستند.

استفاده از مولفه های روانشناختی مثل هیجان خواهی نوجوان در حقیقت یک کار مکانیزمی است. با این عنصر می‌توان هدف هیجان خواهی اورا مشخص و نیز در حالت نابهنجاری، تصحیح نمود.
براین اساس برای حرکت در مسیر مکانیزمی، لازم است دو کار «ایجابی و سلبی» انجام دهیم:
یک، فراهم سازی بسترهای تحقق هیجان خواهی و تخلیه هیجانی . این یک یافته علمی است ؛ میدانی که در آن هیجان تخلیه می شود، رفتار و زمانهای فرد در آن «میدان» تداوم می یابد. اگر هیجان نوجوان در فضای رقص و فضای اروتیک برپا شود، ادامه حضور وی در آن فضا حتمی است؛ چون رفتار کودک و نوجوان توسط آن میدان و موقعیت «تقویت» می شود. تقویت رفتار یعنی استمرار و تکرار رفتار.
براین قیاس، بدنیست نیم نگاهی به مهدهای کودک در کشور بیندازیم. فضاهای متناقض با فرهنگ ایرانی اسلامی، و… بیداد می‌کند. مهدهای کودک رها هستند. اصلا «کودک» در کشور صاحب ندارد! سیاست راهبردی ما افزایش جمعیت است، اما حداقل، کودکان پیش دبستانی ما که نتیجه این سیاست هستند، رها شده‌اند. شاید با ملاحظه ای بتوان این مثال را زد که هزاران نوجوان هستند که به هر دلیلی به هیئت های پرشور مثل «هیئت» حاج محمود کریمی جذب شده و ادامه داده اند. همیشه این تداوم، از سر آگاهی و شناخت نیست، بلکه شور (هیجان حماسی و معنوی) و شوق, اولین جاذبه بوده است و این نوعی«هنر» است. وقتی این تمایل هیجانی استمرار پیدا می کند، شناخت هم به دنبال آن می آید و بتدریج «شاکله» حماسی، شهادت طلبی، بصیرت و رفتار عاشورایی شکل می گیرد. اما «نقطه عزیمت» آن «تحریک هیجانی» است. ما عمدتا برای سنین نوجوانی، نقطه عزیمت رشد روحی و شخصیتی را «محتوا» قرار می دهیم که به نظر من اشتباه است. دراین مثال، کار امثال آقای محمودکریمی به لحاظ تربیتی کار بسیار درست و بزرگی است که کمتر ازاین زاویه به آن نگاه شده است. امثال وی کار یک دستگاهی مثل آموزش و پرورش را انجام می‌دهند. الغرض، ما تاچه اندازه میدان‌های سالم را برای برپایی عنصر واقعی و غیرقابل انکار هیجان فراهم ساخته ایم؟ فقط کلاس، کلاس وکلاس و سخنرانی و محتواسازی…!
متولیان این بخش شامل حاکمیت تا والدین درون خانه ها هستند ، اما طراحی و برنامه ریزی و هدایت آن برعهده حاکمیت است و نمی توان آن را به دیگری واگذار کرد. در حال حاضر من این زمینه را نمی بینم.
دو دیگر، کار سلبی یا به عبارت بهتر ، «مراقبتی» است؛ و آن «کنترل و هدایت» راهها و کانالهایی است که سیگنال های مثبت ومنفی را به ذهن و روح کودکان و نوجوانان می رسانند.

اجازه بدهید از یک شعر فارسی پرحکمت شروع کنم که: زدست دیده و دل هردو فریاد/ که هرچه دیده بیند دل کند یاد. جالب است شیوه تربیتی قرآن هم همین است. مفهوم «غض» و پوشاندن سر، بدن و ستر عورت‌ها نیز اشاره به کنترل کانال‌های حسی دارد.
حتما برای اینکه باعث «تصویرسازی‌»های ذهنی کودک و نوجوان نشویم، باید کانالهای سیگنال رسانی و تحریک کننده هیجانی نوجوان را کنترل کنیم. منظور کنترل درونی نیست. ایجادکنترل درونی یک کار محتوایی است. منظور من ایجاد «کنترل بیرونی» و سالم سازی محیط است. اینکه راه ورود سیگنال‌های کثیف را آزاد بگذاریم تا خود فرد آن را پس بزند؛ یک «پز » سیاسی، اجتماعی و فرهنگی است. این گزاره ای است که دنیای غرب در ذهن روشنفکران «مرعوب» وطنی کاشته است. ما می‌گوییم وقتی تصاویر تحریک کننده‌ای که مخاطب را در میدان تخریب روانی وارد می‌سازند مهار نشوند، طبیعی است «اشتغال ذهنی» و تمایلات او درجهت ارضا و تحقق همان تصاویر سامان می یابند و چون نوجوان برای خاموش سازی هیجان تحریک شده خود، به «جنس عینی» دسترسی ندارد، دچار اضطراب شدید و گاهی رفتارهای پرخشونت می شود. دراین ویدیو هم نوجوان اظهار اعصاب خردی و اضطراب بالا و هیجان می کند. جالب است که زن مورد نظر هم تصریحا به کنترل کانال تاکید می‌کند!
دراین راهکار، حاکمیت (مجموعه تصمیم گیری و اجرا و نظارت) نقش اول را دارد. نقش والدین، رسانه و مدرسه بافاصله زیاد بعد از آن است.
سوال این است که می توان با مکانیزم‌هایی این کنترل و مصونیت سازی را اعمال نمود یا نه؟ اگر آری و می توان این کار را انجام داد چرا انجام نمی‌شود؟ دلیل عدم اجرا کجاست؟ عدم اجرای کنترل مکانیزمی، «جرم» است و نمی‌دانم چرا مؤاخذه‌ها صرفا در حد گله مطرح می‌شود؟ ایجاد زمینه انتشار «ویروس روانی و اخلاقی» گناه کوچکی نیست که در حد تذکر باقی بماند.
من ده‌ها تقاضا از والدین و حتی نوجوانان داشته‌ام که چرا ذهن ما و بچه‌های ما باید در معرض این همه کثافت در فضای مجازی باشد؟ خیلی از والدین دستهای خود را برای مهار فضای مجازی بالا برده‌اند. آنها تقصیر ندارند، نهادهای ارتباطاتی و مخابراتی مقصرند. این کنترل لزوما به معنای فیلترسازی رایج نیست. بلکه راه‌های دیگری از جمله اینترنت ملی و… وجود دارد که موضوع کنترل را ریشه‌ای و مکانیزمی حل می کند.
جالب است اوباما در زمان ریاست جمهوری‌اش وقتی بااین سوال روبرو شد که دخترش صفحه فیس بوک دارد یا نه؟ پاسخ داد دختر من در سنی نیست که ذهنش درگیر مسایل ناجور باشد و او «اجازه» استفاده از فیسبوک را ندارد!
من فکر می‌کنم ابتدا باید برای مسؤلان ذهنیت‌سازی کرد که منطق و عقل حکم می‌کند که جلوی هرگونه سیگنالی که موجب اختلال ذهنی و روانی می‌شود باید گرفته شود. البته قبول دارم که شیوه اجرا و حتی نحوه بیان آن باید حساب شده باشد نه گل درشت!
تا مسؤلان نسبت به این موضوع دارای دغدغه مند نشوند، کار اصولی سامان نمی یابد.

خلاصه کنم؛ لازم است:
۱. دغدغه‌سازی در ذهن مسؤلان
۲. ایجاد زمینه‌های «میدانی» برای ارضای هیجان خواهی کودکان و نوجوانان.
(متاسفانه چون تصمیم‌های ستاد ملی مبارزه باکرونا پیوست بهداشت روان ندارد، بدلیل برخی قرنطینه‌ها نوجوانان از میدان خارج و به درون خانه‌ها و صرفا به عمق باتلاق موبایل‌ها و فضای مجازی فرو رفته‌اند).
۳. تسلط «مکانیزمی» بر فضای مجازی و کنترل آن البته با اتخاذ راه درست نه استفاده از راه‌های ابتدایی مثل فیلترینک.
مثلاً من نمی‌دانم که آیا به تبعات تدریس مجازی و دسترسی هر ایرانی به یک تبلت! فکر کرده‌ایم؟ یا می‌شد راه دیگری را رفت؟ عملا بااین کار، گستره وسیعی از کودکان و نوجوانان را وارد محیط مجازی کرده‌ایم و البته رها.
۴. مطالبه‌گری پرحجم والدین و مربیان از دولت، مجلس رسانه، آموزش و پرورش و… البته با «لحن» اقناعی و «زبان» تربیتی و روانشناختی نه با زبان تند و لحن سیاسی و عصبی.
(متاسفانه عمده مطالبه‌گری‌ها با لحن پرخاشگرانه و بعضاً سیاسی مطرح می‌شوند. این لحن، مقاومت ایجاد می‌کند).
۵. پیشنهاد می‌کنم طی «نشستی» این موضوع با وزرای کشور، آموزش و پرورش، ارتباطات، دبیر شورای عالی فضای مجازی، دبیر شورای عالی انقلاب فرهنگی، رییس رسانه ملی، وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی به عنوان رییس شورای فرهنگ عمومی کشور برگزار شود. البته پیش بینی می‌کنم که گزارش موسع و مشعشعی! را ارائه خواهند کرد، اما لااقل برای آنها «دغدغه» و «دستورکار ذهنی» درست می‌شود و سطح خواسته‌های والدین را می فهمند.
شاید برگزاری میزگردی در تلویزیون بتواند کار این نشست را انجام دهد.

🌾 شاهین آرپناهی، متخصص رسانه

چنين گفتگويى با اين محتواى جنسى بين يك نوجوان ١٣ ، ١٤ ساله و يك اينفلوئنسر، در همه ى دنيا يك فاجعه فرهنگى محسوب ميشود و بايد جامعه را نسبت به چنين موضوعاتى حساس و در جهت اصلاح همراه كرد.
خاطرم هست در سفر اسفند سال ٧٥ رهبرى معظم انقلاب به خوزستان ايشان در سخنرانى خداحافظى توصيه كردند عكس هاى قبل از انقلاب شهدا را نگاه كنيم و ببينيم كه چه تيپ و ظاهرى داشتند، و اينكه انقلاب مثل يك اكثير با دل و جان اين جوانان چه كرد، و دل هاى چون آهن آنها را به طلا تبديل كرد. (نقل به مضمون و با اتكاء به حافظه شخصى)
فكر ميكنم خيلى از ما تجارب شخصى از اين موضوع در بين شهداء، از نزديكان و بستگان، داريم و دوستان هم مثال هايى را مطرح كردند.
پيش از انقلاب با باز بودن بارها و ميكده ها و مراكز فحشا و غيره، نه بصورت مجازى كه كاملا فيزيكى و حقيقى، نوجوانان در معرض اين قبيل آسيب ها بودند. قاعدتا فناورى ارتباطات و فضاى مجازى سرعت، گستردگى و دسترس پذيرى بيشتر، و طبيعتا تظاهر بيشترى را هم ايجاد كرده، اما تاكيد ميكنم كه آنچه امروز نوجوانان در فضاى مجازى جستجو ميكنند قبلا بسادگى در كوچه و خيابان، بطور رسمى و بدون استرس و ترس ناشى از هنجار شكنى و تعقيب قانونى، برايشان قابل دسترس بود.
اما آن چيزى كه در آن زمان باعث حفظ هويت ايمانى و نهايتا چيرگى آن بر آزادى خواهى هاى بى قيد و بند نفسانى شد عبارت بود از بافت فرهنگى مستحكم در شعاع و حول اتصالات فرهنگى افراد (شامل خانواده، محلات و…) ، باور مردم به پيام ها و پيام آوران فرهنگى در حوزه هاى ايمانى، و در نهايت دلسوزى و صداقتى كه مردم در شعارها و هويت انقلاب مى ديدند.
با وجود همه تغييرات فرهنگى در اين سالها بنظر بنده همچنان تفاوتى در كاركرد اين اصول ايجاد نشده است.
اما شخصا اعتقاد دارم بدون اصلاح رويكرهاى كلان در حوزه فرهنگ و تنها با نگاه فناورانه (چه ايجابى يا سلبى) نميتوان شرايط را بسمت بهبود سوق داد.
مطلقا اين تيپ نوجوانان را از دست رفته نميبينيم، منتهى مساله اين است كه اكثيرى كه بايد به جان ايشان اثر كند چيست، و كجاست؟ با چه منطقى، و براى ايجاد كدام اثر، خوراك، بستر و محتواى فرهنگى براى ايشان توليد ميشود؟ بافت شعاع فرهنگى مورد نظر كه براى اين جوانان طراحىشده باشد چيست؟ و براى آن چه فكر و برنامه اى داريم؟
به نظر ميرسد نياز به تفكر و تغيير اساسى در رويكردهاى فرهنگى در كشور و بويژه در رسانه ملى و حوزه ى فضاى مجازى وجود دارد.
تقليل دادن موضوعات مهم فرهنگى اينچنينى به مثلا فيلترينگ يك پلتفرم همانقدر مشكل را حل ميكند كه قبلا و تا به امروز حل كرده است، كه حتى در خود عمل به فيلترينگ هم رويكردهاى فرهنگى بوضوح اشتباه هستند و بعنوان مثال بسيارى از پلتفرم هاى مفيدتر با لااقل كم ضرر تر از اينستاگرام (بعنوان كم خاصيت ترين و پر ضرر ترين پلتفرم به زعم بنده) فيلتر شده و مردم از بين همه ى شبكه هاى اجتماعى و ابزارهاى مشابه عملا بسمت اينستاگرام كوچ داده شده اند. انگار كه در اين حوزه طرح جامعى هيچوقت وجود نداشته است.
از طرف ديگر اقدامات توسعه اى داخلى هم متاسفانه اكثرا ابتر، در نيمه راه و بى نتيجه رها شده اند. پروژهاى نيمه تمام عمرانى بچشم مى آيند، اما بسيار بيشتر از آنها پروژه هاى فرهنگى و سايبرى نيمه تمام داريم كه بعضا از جلوى چشم كنار رفته و فراموش شده اند.
دامنه بحث گسترده و حرف براى گفتن بسيار است كه مجال مفصلى را مى طلبد اما بعنوان مهم ترين نكته ريل گذارى فرهنگى در جامعه نياز به توجه بيشتر و عمل جدى ترى دارد، وگرنه از كشته هاى فرهنگى پشته ساخته مى شود.

🌾 دکتر حسین قناعتی، استاد دانشگاه علوم پزشکی تهران

چه کرده ایم که از شهید فهمیده به جایی رسیده ایم پسر ۱۴ ساله با یک زن معلوم الحال به گونه ای در اینستاگرام صحبت می کند که آن زن بد کاره می گوید من خجالت کشیدم و عرق سرد بر بدنم نشست مگر امام خمینی ره از افراد معمولی اجتماع افرادی نساخت که در جبهه ها بگونه‌ای درخشیدند که دوست و دشمن بر آنها افتخار می کند.
شهید ضرغام قبل از انقلاب نگهبان مراکز فحشا بود اما به برکت انقلاب اسلامی و عنایات اهل بیت به درجه رفیع شهادت رسید و احوالات ایشان در آخر عمر با احوالات اولیا الله تطابق کامل دارد.
علت را باید در این روایت جستجو کرد.
الناس علی دین ملوکهم
مردم به دین پادشاهان شان هستند.
در ابتدای انقلاب رئیس جمهور کشور مرحوم شهید رجایی وقتی پسرش از پاسداران حفاظت تقاضا می کند که با موتورسیکلت حفاظت در محوطه دور بزند به شدت مورد عتاب شهید بزرگوار قرار می گیرد. در آن زمان مسئولین ساده زیستی تقوا و عدالت را رعایت میکردند اما پس از انقلاب اشرافی گری در دهه هفتاد قبح مسائل ریخت و دست درازی به بیت المال آغاز شد تهاجم فرهنگی در اصل از درون آغاز شد که هیچ دشمنی از بیرون نمی‌تواند اقتدار ملت را هدف بگیرد.
وقتی رئیس جمهور وقت جمهوری اسلامی مسائل تقوا را رعایت نمی کند در خانه ۱۰۰ میلیاردی زندگی میکند و در زندگی شخصی اش بی تقوایی موج می زند و برای فقط دخترشان در دانشگاه شهید بهشتی بالای ۱۰۰ میلیارد از بودجه کرونا تخصیص می یابد انتظار داریم چه شود؟ نگاهی به مرقد امام خمینی رحمت الله علیه نشان می دهد که این مرقد و ساختار آن به هیچ وجه در کلاس تعلیمات اهل بیت علیهم سلام نیست. چه کسی این ظلم را به امام خمینی کرد؟
روحانیت تشیع همیشه در سادگی و همراه مردم بوده است.
این روزهااین نگرانی وجود دارد که برخی از روحانیون از زی طلبگی خارج شده و به دنبال مقامات دنیوی باشند. روایت معصوم سلام الله علیهم دلالت دارد هنگامی که عالم فاسد شد عالم فاسد میشود.
بررسی سخنان امام جمعه های محترم نشان می دهد که تسلط آنها در مسائل روز اسلام قران روایات و اهل بیت اخلاقیات درک مسائل مردم اندازه ی انقلاب اسلامی و آرمان های آن نیست.
راه حل مشکلات دقت کافی به معضلات فرهنگی اخلاقی است
پرونده فساد های مالی ردپای افرادی دیده می شود که با فاصله کمی از رئیس جمهور و سایر افراد قدرتمند اجتماع قرار دارند
اگر امروز یک پسر ۱۴ ساله به گونه‌ای با یک زن بالغ بدکار صحبت می کند که مو بر تن انسان سیخ می شود تعجبی ندارد وقتی عدالت هدف قرار گیرد وقتی فقط از ظاهر دین صحبت کنیم از جاری بودن آن در جامعه خبری نباشد اوضاع همین است راه نجات ما بازگشت به قرآن عزیزم که می فرماید عدالت کنید عدالت را نزدیک ترین راه به تقواست برای عبور از این مشکلات اجرای بی‌چون و چرای قانون برای همه اقشار اجتماع اقتدار اجتماعی و در نظر گرفتن مصالح جامعه اسلامی بدون هیچ اغماض باید انجام شود متاسفانه اگر امروز راه چاره پیدا نشود فردا دیر است.
دوستان عزیز فرصتی که امروز در اختیار ماست در تاریخ تشیع در اختیار هیچ کسی نبوده است است. مسئولیتی بزرگ بر عهده ماست اگر کسی کوتاهی کند بعید است بتواند از محشر بهشت راه یابد.
والسلام علی من تبع الهدی

🌾 آقای موسویان، کارشناس رسانه
چند نکته را در این زمینه عرض می‌کنم:

۱_ امر جنسی و شبکه مسائل مربوط به آن؛ مثل دیگر موضوعات یک بحث تخصصی است و با کلی گویی و نگاه سطحی و غیر علمی برخورد کردن با آن آسیب را عمیق تر میکند ؛ که کرده است…
۲_آقایان متولی سالهاست که خوابند و قطار تحولات جنسی در جهان و ایران با شتاب جلو رفته و اکثر مسئولین ارشد فعلی حتی درک درست و فهم کامل از ابعاد مساله ندارند…
چه برسد به توان و برنامه برای مواجهه… و این یعنی ولنگاری محض فرهنگی…

۳_ علی الظاهر ؛ آش را با جاش در نسل جدید برده اند و یا حداقل در تحولات ۵ تا ۷ سال آینده که نسل جدید که از مدارس به اجتماع سرازیر شوند دیگر از مرزها و قیود فعلی آشکارها عبور خواهند کرد و همین وصله پینه دیگر جواب نخواهد داد الا ما رحم ربی…

اینجاست که در باب سبک زندگی و تغییر ذائقه عمومی و … حضرت آقا حتی سربسته در بیانیه گام دوم از موضوع عبور می‌کنند و فقط به امید اینکه اینجا هم‌شاید نسل جوان ( که فعلا عمدتا هیچ چیز از مقدرات مهم در کشور در دست مدیریت او نیست ) کاری بکند، از مساله عبور می‌کنند.

🌾دکتر ابوالحسن صادقی جهانی

انقلاب جنسی( دگرگونی و ساختار شکنی در ساختار مرسوم و رایج جامعه) و یا هر مفهوم نزدیک به آن را بنده معتقدم باید معلول و محصول سیاست گذاری ها و نداشتن مهندسی اجتماعی و فرهنگی در دهه های گذشته کشور پیگیری کرد!
شورای عالی انقلاب فرهنگی سال ها است که دچار رکود، رخوت و انفعال شده است!
حقیر ادعا دارم تا زمانی که شورای عالی انقلاب فرهنگی از یک سازمان بورکراسی فاصله نگرفته و به یک سازمان فکری و مهندسی تبدیل نشود! و قادر نباشد سیاست های فرهنگی خود را در حوزه های فرهنگ، اجتماع، اقتصاد و سیاسی طراحی و به اجماع نخبگانی برساند؛ (آش همان آش و کاسه همان کاسه خواهد بود) قطعا اقداماتی خنثی و کم اثر خواهد شد.

بنده باور دارم که شورای عالی انقلاب فرهنگی به عنوان عالی ترین مرجع فکری و فرهنگی کشور نیاز به تغییر راهبرد (در هر سه سطح استراتژیک، کلان و عملیات) و طراحی های مجدد دارد!
شورا باید از لاک انفعال، دفاع، خاموشی و شکل فعلی خارج شود و به سمت راهبرد تهاجم و کنشگری فعال مهاجرت کند؛
حفظ وضع فعلی یعنی دورنمایی از جامعه در سال های آتی که دچار اعوجاج اجتماعی و فرهنگی مضاعف!

از راهکارهای موثر آن است که آقایان و خانم های عضو شورای عالی انقلاب فرهنگی باید تمام وقت در خدمت شورا باشند!!! و مشغله و دغدغه های غیری نداشته باشند! ثانیا از سواد کافی و روزآمد که بتواند گره گشایی بکند؛ برخوردار شوند!

به نظرم شورای عالی انقلاب فرهنگی نبایستی دچار اختلال کارکردی می‌شد، کار مدیریت فرهنگی یک طراحی و مهندسی برای فردا و آینده کشور است
در حالی که هدایت فکری جامعه کاری برای امروز جامعه است! شورای عالی انقلاب در طراحی می بایست هر دو را با هم ببیند،

اعضای شورای عالی انقلاب اگر رویه ملاحظه نگری و محافظه کاری را پیشه خود کنند؛ قطع و يقين وضعیت بهتری از امروز نخواهیم داشت.

شورای عالی انقلاب فرهنگی باید اقداماتش نباید واکنشی و دفاعی صورت بپذیرد! (که الان حتی در این سطح هم نیست!)
امروز اعضای شورا در اداره فکری و فرهنگی نقش آفرین نیستند و حتی در صحن شورا نیز نقش موثر و سازنده ای ندارند و نقش آفرینی نمی کنند!

برای تغییر ذائقه جنسی کشور (بلوغ زود رس، بی پروایی جنسی، تجربه شریک جنسی متعدد، برداشتن مرزهای عفت و پاکدامنی دختران و پسران و‌…) غربی‌ها توانسته‌اند در یک پروسه و بازه زمانی چهل و دوساله جامعه را به وضعیت موجود برسانند و البته جهانی سازی نیز به این راهبرد غربی ها سرعت داده و نقش کاتالیزوری را ایفا کرده است!

دوستان عزیز کارهای واکنشی، احساسی، رسانه ای و روزنامه ای گره گشا نخواهد بود!
برای هدایت فکری جامعه با نگاه احساسی چون عمق بخشی(بگو و رد شو) ندارد؛ لذا پایدار نیست!

مسئولان فرهنگی و کلان کشور هم باید دغدغه امروز و هم دغدغه فردا را با هم داشته باشند؛ و نبایستی به خاطر دستیابی به یکی دیگری را فدا کرد! البته در کنار آن ها کارهای میدانی و مشاهده ای نیز برای کد دادن به جامعه موثر خواهد شد!

امروز نهادهای فرهنگی به واسطه عدم درک مدیرانش از تحولات جهانی و جامعه ایرانی و غرق شدن در مسائل سازمانی هیچ وقت نتوانسته اند در این حوزه فرهنگی و فکری بدرخشند! و ردپای چشمگیر و ماندگار از خود و سازمانشان بجا بگذارند!!
راهکار برون رفت از وضعیت فعلی رفتن به سراغ والدین و خود نوجوانان برای توانمندسازی و مهارت آموزی با هدف قادرسازی آنان جهت مواجه با شرایط جدید و پیش بینی نشده جامعه است!

امروز والدین در جامعه ما عاجزند از ارتباط گیری صحیح و نافذ با نوجوانان و فرزندانشان! و البته در کنار آنها، در موضوع مهارت افزایی( دانایی و توانایی) اجماع نخبگانی وجود ندارد!

امروز برای ارضاء نیازهای جنسی راه حل‌های حلال و آسان که هم بتواند به نیازهای جامعه هدف پاسخ دهد و هم از سوی والدین و نسل های اول و دوم کشور مثبت تلقی شود؛ طراحی وجود ندارد!

مسئولان باید بپذیرند که در این زمینه نقشه راهی جلو پایشان نیست! و آنان برای اینکه مورد مذمت و پاسخگویی به مسئولان سطوح بالای سازمانی نداشته باشند؛ کلا صورت مساله را پاک کرده‌اند و آن را تبدیل به آتش زیر خاکستری تبدیل کرده‌اند که هر از گاهی از یک نقطه‌ای شعله‌ور می‌شود!

🌾🌾🌾🌾

gandomteam.ir
gandom_team@

درباره نویسنده

admin

دیدگاهتان را بنویسید